راز شارزیستن (بخش سوم)
شکرگذاری
یادم می آید که در کودکی به من می گفتند همیشه باید به خاطر تمام چیزهایی که در زندگی دارم شکرگذارباشم.البته من درعالم کودکی خود مطلقا ارزشی برای این تمرینها قائل نبودم و صرفا از روی ناچاری به انجام آن می پرداختم.اما چند سال بعد توانستم این نگرش راازدیدگاهی کاملا متفاوت درخودجای دهم.هرچه بیشتر به چگونگی کار ذهن آگاه شدم و هرچه بیشتر به این نتیجه رسیدم که آنچه مادر زندگی داریم همان چیزی است که در زندگی به آن می اندیشیم بیشتر به من ثابت شد که برای لذت بردن از این طالع خوب باید احساس خوشبختی کنم و قدر آن رابدانم.
ما نه فقط از دیدگاه روحانی بلکه از نقطه نظر علمی نیز باید شکرگذار نعمت های خودباشیم،و این فقط به معنی شکرگذاری از پروردگار نیست بلکه ما باید از تمام کسانی که با ما هستند تشکر کنیم و قدردان وجودآنهاباشیم.
تجربه به من نشان داده که جهان اساسا بسیار بخشنده است اما اگر کسی پیوسته برآنچه ندارد تأکیدکندبسیارکمتر به خواسته های خود می رسد.کسانی که زیباترین دوستیها رادارند،همانهایی هستندکه برای آن ارزش بسیارقائل بوده اندوکسانی که زندگیهای پویاوپرتحرک راسپری میکنندهمانهایی هستندکه همواره قدر زندگی را به خوبی دانسته اند.
درپاره ای ازموارد به نظر می رسد که اجتماع ما را برای دیدن جنبه های منفی زندگی شرطی می کند.اگر درده مورد کارها درست پیش برود و فقط دریک مورد با مانع مواجه شویم تمام توجه ما معطوف همان یک مورد میشود.
وقتی ما در امتحان ریاضی نمره یازده می گیریم هیچگاه به آن یازده نمره درست اعتنایی نمی کنیم بلکه انگشت روی آن نه نمره ازدست داده می گذاریم.
بسیاری از مردم گمان می کنند که معنای واقع بین ومنطقی بودن،تأکید و تمرکز بر اشتباهات است.در هر چیزی یک جنبه مثبت وجود دارد،چرا بر آنها تمرکز نکنیم...؟
منبع:راز شادزیستن،نوشته آندرومتیوس