قانون دوم

قانون جریان وحرکت

هر ذره ای در این هستی یک جریانی دارد. ما ذره ایستا و ساکن نداریم. ذره ایستا مرگ است. حتی یک سنگ داخل باغچه که به نظر ساکن می آید یک اکوسیستم دارد و در جریانی در حال حرکت است. این جریان و حرکت طبیعت برای ما پیام دارد. حتی جریان های داخل بدن ما.

ایستایی در هر کدام از جریان های بدن مرگ را باعث می شود. این جریان ها که انسدادشان در ما باعث مرگ می شود نشان می دهد که هیچ چیز نباید انسداد داشته باشد. یعنی انرژی جسمی ما باید بسوزد و جریان داشته باشد. هر قسمت از وجود شما که جریان ندارد را باید جریان بدهید.

این تصادفی نیست که جریان تنفس در جلوی چشم و گوش ما قرار گرفته. تنها عضو صورت که قابل دیدن است بینی است(اصلا به همین دلیل نام آن بینی است). شما می توانید صدای تنفستان را با گوش هایتان بشنوید. می توانست آفرینش ما به یک صورت درونی باشد. یک سیستم درونی. ولیکن چنین نیست و بخش اعظم آن را ما از بیرون می توانیم احساس کنیم. سیستم تنفس ما بیانگر این است که ما باید هر آنچه را که می گیریم بدهیم. ببینید که هر دمی بازدمی دارد و این خود جریانی است.

جریان عین زندگی است. آب تا وقتی جریان دارد زلال و شفاف است و حیات و زندگی می بخشد. اما وقتی که ایستاد و در گودالی جمع شد، راکد و ساکن ماند، گند می زند، فاسد میگردد و غیر قابل استفاده.

همین الآن به زندگی خود نگاه کنید، ببینید کدام قسمت ها راکد است. آن قسمت ها را به جریان بیندازید."ثروت" از جمله چیزهایی است که امکان سکون و در نتیجه فساد آن وجود دارد. ما احادیث زیادی داریم درباره اینکه ثروت خوب است. پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:« ثروت فراوان از نعمت های خداست.» و در جای دیگر می فرمایند:« خداوند بنده ی پرهیزکار ثروتمند مهربان را دوست دارد.» مال فراوان نعمتی است از جانب خدا که به قول پیامبر(ص) باید آن را قبل از نیازمندی غنیمت شمرد.

اما احادیث زیادی هم داریم که " مال اندوزی" را عملی نکوهیده می داند. حضرت علی(ع) می فرمایند:« هرجا که دیدید کاخی بنا شده، بدانید ظلمی در آنجا انجام شده.» چرا که بنا کردن کاخ یعنی اندوختن مال و راکد کردن آن. ثروت باید جاری باشد تا زنده و سالم بماند و زندگی ببخشد، و باید مولد و سازنده باشد و در حرکت.

                   

اگر خداوند به شما ثروت زیادی عطا کرده، آن را بر اساس سنت الهی و قانون مندی طبیعت به حرکت درآورید و جاری کنید.

جاری شوید و حرکت دهید: انرژی جسمی تان را، ذهنتان خلاقتان را، سرمایه تان را، دانشتان را.

حرکت زندگیست.

قانون سوم

قانون نظم

همه هستی ما منظم است. حتی در بی نظمی هایی که می بینیم نظم نهفته ای وجود دارد. این جریان منظم هستی حتما برای ما پیامی دارد.

نظم هستی به ما می گوید که ما هم به عنوان عنصری از هستی باید نظم داشته باشیم تا با جریان هستی هماهنگ شویم. همراه با طبیعت قانون طبیعت را اجرا کنیم. یک فرد بی نظم وقتی در مجموعه منظمی قرار می گیرد اولین صدمه را به خودش می زند. کسی که برخلاف جریان آب حرکت می کند جلوی جریان آب را نمی گیرد و آب را همراه خودش نمی برد، بلکه خودش خسته می شود و انرژی اش تحلیل می رود و آب به صورتش می خورد.

نگاه کنید. تمام سیارات و کهکشان ها منظم اند. ثابت شده که اگر سیاره مشتری را بردارند تمام کائنات به هم می خورد ، تمام سیارات به هم می خوردو هستی از هم می پاشد.این ثابت می کند که همه چیز در بهترین جا و بهترین مکان خود قرار گرفته و یک نظم مخصوصی دارد. این نظم را شما پیش از همه و بیش از همه در وجود خودتان می بینید.اگر در هر قسمت بدن اختلالی ایجاد شود بیماری حاصل می شود و همه چیز وقتی در مسیر طبیعی و سلامت خود قرار دارد که نظم داشته باشد. ببینید در کدام قسمت زندگی شما نظم وجود ندارد. حتما در جایی بی نظمی هست. باید آنجا را پیدا کنید و قانون نظم را در آن قسمت جاری کنید.

جیم ران در صفحه سوم کتاب "به سوی کامیابی نوشته آنتونی رابینز" می نویسد:« همه ی تلاش ها پاداش دارند اما تلاش های منظم پاداش مضاعف دارند.»

درست است که الآن تلاش می کنید و نتیجه می گیرید، اما اگر این تلاش ها منظم بود نتیجه های چند برابر داشت.

اگر در خانه ای که نظم وجود دارد کسی بی نظمی کند تمام افراد خانواده او را توبیخ و تنبیه می کنند. کسی هم که در نظام هستی بی نظم است خود به خود تمام کائنت را به ضربه زدن به خود بسیج می کند.

                                                                                    

حضرت علی (ع) در آخرین لحظات زندگی خود صحبت بسیار بسیار جالبی می کنند. جالب است که معمولا انسان ها در آخرین لحظات عمر خود سخنان بسیار مهمی می گویند. بویژه شخصیت بزرگی مثلایشان. حضرت وقتی همه را جمع می کنند، در آخرین لحظات شهادت می فرمایند:« شما را سفارش می کنم به اصل نگهداری و نظم.»

اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم.

ببینید نظم چقدر مهم است که حضرت علی(ع) دومین چیزی که ما را به آن سفارش می کنند، نظم است. ثابت شده است که وقتی کاری را انجام می دهیم، چه منظم و چه نا منظم، تا تماما انجام نشده انرژی اش به ما برنمی گردد. تمام کردن کار نا تمام یک نوع نظم است. برنامه ریزی برای زندگی و تعیین برای انجام کارها نیز یک نوع نظم است. هر چقدر منظم تر باشید، با چرخه نظم هستی هماهنگ تر می شوید.

کاترین پاندر در کتاب"چشم دل بگشا" جمله بسیار جالبی دارد: « هر گاه جذب موهبتی به تأخیر افتاد، پیامش این است که باید در وضع کنونی خود خلاء و نظم ایجاد کنید.» یعنی اگر شما خواسته ای دارید، دعا می کنید، تلاش می کنید انتظار می کشید اما خواسته تان برآورده نمی شود، برای شما پیامی دارد: در وضعیت فعلی خود خلاء و نظم ایجاد کنید.

فکر کنید ببینید کدام قسمت زندگی شما نظم ندارد؟ کدام قسمت را رها کرده و نیمه تمام گذاشته اید؟ نکند مسئله ای که ذهن شما را آشفته می ساخته بدون حل رها کرده اید؟ نکند قصد نوشتن کتابی را داشته اید ولی نیمه کاره آن را رها کرده اید؟ همین الآن فهرستی از تمام کارهای نیمه تمام از زندگی خود تهیه کنید و در صدد برآیید که در جهت نظم دادن به آن اقدام کنید...

موفق باشید

منبع: همه چیز با خدا ممکن است « قانون مندی طبیعت »

مولف: م. حورایی